رد کردن خواستگار با چه توجیهی ؟!

چند وقتیه واسه یکی از دوستان نزدیکم دنبال یه گزینه مناسب برای امر خیر هستم ( و البته هستند )
وضعیت کاریم جوریه که با دانشجویان زیادی سر و کار دارم .
اخیرا یک گزینه مناسب به چشمم خورد که اون رو برای دوستم مناسب دونستم و کانال اولیه رو برای هماهنگی های اولیه انجام دادم . که چیجوری باید بیان جلو و از این حرفها
البته این خانم گفت که ترجیهاً رابط خانم باشه . که اتفاقاً خوشحال شدم و مهر تائیدی هم بود به انتخاب گزینه مناسبی که برای دوستم داشتم .
برای همین سریعا شماره ایشون رو به خانواده دوستم دادم تا رابط همون مادر و خواهر رفیق ما یشن .
خلاصه هماهنگ کردم که خواهر و مادر دوستمون رفتند و اون خانم رو دیدند .
البته توی همون خوابگاه دانشجویی .
بعدش بود که من با خودم گفتم حداقل به عنوان یک دوست، شناختی که از رفیقمون داریم رو به این خانم بگیم که تقریبا هم مفصل گفتم .
به نظرم خودم که شرایطش خوب بود .
بعد اون خانم پاسخ دادند که شرایطی که شما گفتین معلومه که خیلی شرایط مناسب و خوبیه .
اما واقعاً من در شرایط ازدواج نیستم . در حال تحصیلم .
(اگه اشتباه نکنم ایشون متولد سال 1370 هستند .
به نظر شما این استدلال، استدلال خوبیه ؟
من قبول نکردم .
یعنی ازدواج مانع تحصیله ؟ بعید می دونم .
چون هم من هم همسرم تحصیلمون رو در دوران تاهل به پایان رسوندیم، اونم با موفقیت.
بعدشم این تحصیل قراره تا کی ادامه داشته باشه ؟
پ.ن : شخصیت اصلی این یادداشت یعنی خانمی که ازشون خواستگاری شد در قسمت نظرات نظر خودشون رو دادند .
مطلب مرتبط در وبلاگ شخصیم : شوهر آکبند هم تمام شد ...
نظرات دیگران:
من فکر میکنم بعضی از تجربه هایی که آدم از اطرافیان به دست میاره
منجر به گرفتن چنین تصمیماتی میشه ..
و من نیز این تجربه شخصی رو هیچ وقت فراموش نمیکنم ... دلبسته خدا
این نوع استدلال شاید به دلیل اعتقاد نداشتن ما به حرف ائمه است.مگه پیغمبر نفرمود:اگرکسی که اخلاق ودینش مورد پسنداست از شما خواستگاری کرد ،به او دختر بدهید واگر چنین نکنید فتنه وفساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.
ودقیقا الآن میبینیم که سن ازدواج بالا رفته وبه خاطر خیلی از مسایل تجملاتی که میگن مانع ازدواجه ازدواجها عقب میفته وفساد وگناه هم در جامعه زیاد شده وشاید یک طرف قضیه سبک زندگی که حضرت آقا این روزها روش تاکید میکنند همین مسئله باشه. مجنون
یکی در حسرت این که یه خواستگاری داشته باشه با هر شرایط مالی تا ازدواج کنه یکی هم این طوری.
نظرم با دیگر دوستان موافقه , که ایشون دلیل اصلی رو بیان نکرده!فقط خواسته قضیه منتفی بشه.
ممکنه در کلام مادر و خواهر ایشون نکته ای بیان شده که باعث این جواب منفی شده و یا مثلا شرایط خانواده خودش رو با این خانواده متفاوت دیده و یا.... دلایل دیگر. بهانه گیر
من فكر ميكنم قصدش از اول پاسخ منفي نبود اما به دليلي كه نخواست بقيه بدونن به اصطلاح خواست بپيچونه شايد اصلا دليلش پسر و خانواده خواستگار نبود شايد يه مشكل شخصي داشت مثلا شايد دلش پيش يكي ديگه بود و با خودش كلنجار رفت اما نتونست با خودش كنار بياد و هزار و يك دليل ديگه كه شايد اصلا در تصور شما نگنجه. بهر حال طبق تجربيات خودم نميشه دختره رو متهم كرد آدم تا در درون خودش براي ازدواج يكدل نشه نميتونه با يكي ديگه به وحدانيت برسه... باران
من یه چی بگم!؟
من خودم هم سن و سال اون خانم هستم . و تقریبا درک می کنم چرا این حرف رو زده هرچند خودم باهاش مخالفم!
دیدن زندگی هایی که شوهر توی اون درک نمی کنه خانمش علاوه بر همسری او دانشجو هم هست و این دانشجو بودن یعنی یه عالمه کار! واقعا ترسناکه!
چون یا با نمره های مفتضح فقط مدرکو می گیرن و خلاص یا اینکه کلا ادامه نمی دن!
من فکر کنم ترس بزرگترین دلیلی هستش که دخترا بگن اول درسم تموم شه بعد عروسی کنم! شوقیممكنه مادر يا خواهر اون خانم چيزي گفته باشن ك ب مزاجش خوش نيمده باشه...بعدم اينكه از دو شهر متفاوت هستن رو شااااااايد دوس نداشته باشه! حالا دليلش خنده دار هس چون اول نگفته ك ب اين دليل نميخام ازدواج كنم! ولي مطمئنن دليل داره برا خودش! ساقی رضوان
ادامه در بخش نظرات
ما 4 تا زوجیم